مرتضى مطهرى

447

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

و حركت ضعيف حركتى است كه با شىء ديگر مخلوط شده است ؛ مثلا با سكونات مخلوط شده است ( چنان كه بعضى متكلمين گفته‌اند ) ؟ ممكن است بگوييد نه ، حركت يك درجه بيشتر ندارد ، فقط همان آخرين حد حركت - كه مثلا علم گفته است سيصد هزار كيلومتر در ثانيه است - حركت است ، بقيه حركات مخلوطى است از اين حركت با سكونات . مثلا الآن كه اين خار ساعت اين حركت كند را دارد ، اين هم با همان سرعت سيصد هزار كيلومتر در ثانيه حركت مىكند ، بقيه‌اش حالت سكون است و شما خيال مىكنيد حركت است . يا وقتى كه ما از اينجا به سمت فلان محل حركت مىكنيم ، با همان سرعت سير نور داريم راه را طى مىكنيم بقيه زمان را ساكن هستيم ، خودمان خيال مىكنيم كه حركت مىكنيم . معلوم است كه اين ، حرف نامربوطى است . اگر اينطور باشد وقتى ما زمان سكون را بر زمان حركت تقسيم كنيم عدد بزرگى به دست مىآيد ، پس بايد حركت براى ما نامرئى و غير محسوس باشد نه سكون ؛ زيرا اگر مثلا ما يك ميليون « آن » را در اين حركت صرف كرده‌ايم در نهصد و نود و نه هزار و نهصد و نود و نه آنش ساكن بوده‌ايم و يك آنش را حركت مىكرده‌ايم ، آنوقت چطور ما هر چه مىبينيم حركت مىبينيم و سكونها را نمىبينيم ؟ معلوم است كه اين ، حرف نادرستى است . اينها مثالهايى است كه براى تقريب به ذهن ذكر مىكنند . بنابراين ممكن است يك نحو تمايزى داشته باشيم كه در آن ما به الاشتراك عين مابه‌الامتياز باشد . تا اينجا را كه غير از تمايز به تمام ذات و تمايز به جزء ذات و تمايز به ضمائم ، تمايز ديگرى هم داريم كه تمايز به نقص و كمال است شيخ اشراق گفته است و مورد قبول واقع شده است ولى بعد حرف ديگرى گفته است كه آن را مورد ايراد قرار داده‌اند . ماهيت تشكيك پذير نيست شيخ اشراق گفته است ماهيت به همان معنا كه در مقابل وجود قرار مىگيرد قابل تشكيك است . آنجا كه نظريهء شيخ اشراق را رد كرده‌اند همين جاست . گفته‌اند تا اينجا حرف شما درست است ، يك حرف تازه‌اى آورده‌ايد كه يكى از تمايزها تمايز